مدیریت بحران و استراتژیک

کاربر گرامی ،‌توجه داشته باشید ، مقالات موجود در وبسایت ، از بستر اینترنت و جستجو در سایت های اینترنتی ( بصورت خودکار) جمع آوری شده اند، لذا لطفا جهت یافتن منابع اصلی انتشار دهنده از موتورهای جستجو کمک بگیرید.

مدیریت بحران و استراتژیک

تعریف مدیریت استراتژیک

غالبا در مدیریت استراتژیک یا راهبردی، مدیران ارشد سازمان به نیابت از طرف تمام سهام داران، به بررسی مشکلاتی که برای سازمان  یا منابع انسانی پیش آمده پرداخته و راه کارهای عملی پیشنهاد میدهند. در این جلسات معمولا مایلی مانند برسی چشم اندازهای مشکلات، انواع مشکلات و مدت زمان لازم برای حل آنها، توسعه برنامه های سازمان و تجزیه و تحلیل فعالیت های سازمانی میشود. 
علاوه بر این، مدیریت استراتژیک به نوعی تصمیمات مدیریتی محسوب شده و میتوان آینده یک شرکت را تعیین کند. غالبا، مدیریت نوعی از استراتژی را پیاده کرده و سپس، در مدت زمانی مشخص تاثیر آن را ارزیابی میکند تا بتواند در مورد میزان کارایی و ادامه آن در آینده تصمیم بگیرد. همچنین، مدیران استراتژیک باید بتوانند فرصت هایی طلایی موجود و تهدیدهای بالقوه ای که متوجه یک سازمان هست را شناسایی کرده و موفقیت و شکست سازمان را پیش بینی کند. 
سرفصل های این مقاله شامل تعریف مدیریت استراتژیک، موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيك، چارچوب تدوین استراتژی، هفت اصل کلیدی در تفکر استراتژیک، آموزش مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)، دوره مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)، مدرک مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)، گواهینامه مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)، مدیریت بحران و استراتژیک و برنامه‌ريزي استراتژيك منابع انساني هستند.

مدیر باید برای همه مسایل از روش  های استراتژیک استفاده کند.

موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيك

این امکان وجود دارد که برنامه های استراتژیکی که مدیران پیشنهاد میدهند به اندازه کافی کارآمد نبوده و به هر دلیل در یک سازمان اجرا نشوند. علاوه بر این، احتمال دارد که آنها برای سازمان سودآوری لازم را نداشته و دیگر مدیران آنها را رد کنند. به این ترتیب، موانع اجراي برنامه‌هاي استراتژيك میتواند شامل : 
عدم توانایی پیش بینی کارایی و تاثیر یک استراتژی در یک سازمان
از خود راضی شدن مدیران به دلیل کسب موفقیت های گذشته
عدم آگاهی مدیران رده بالا در مورد کمبود های سازمان
انجام ندادن کامل وظایف و گزارش ندادن کارکرد استراتژی ها
تلفیق کارهای مدیریتی و وظایف روزانه و در نتیجه عدم رسیدگی به نتایج به کارگیری استراتژی 

آموزش مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)

با توجه به اوضاع اقتصادی و موفقیت فقط یک سری از استراتژی ها، افرادی که قصد راه اندازی کسب و کارهای جدید را دارند ، لزوما باید از متخصصینی که گواهینامه مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی) دارند مشورت بگیرند تا کسب موفقی داشته باشند. علاوه بر این، افرادی که تجربه علی دارند نیز میتوانند راهگشا باشند. 
در راستای کمک به افراد علاقمند به راه اندازی کسب و کار و اجرای استراتژی های جدید، مزکز آوزش مجازی پارس دوره آموزشی آموزش مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی) را معرفی کرده است.  دوره مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی)، دارای سرفصل های جامعی است که به درک و فهم مفاهیم کلی مدیریت و کسب دانش عملی توسط دانش پذیران کمک میکند. علاوه بر این، در پایان دوره، به دانش پذیرانی که در آزمون آنلاین موفق شوند، مدرک مدیریت کسب و کار  MBA( استراتژی) اعطا میشود. همچنین، دوره های مدیریت منابع انسانی، مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی  و مدیریت منابع انسانی و رفتار با کارکنان  نیز به دانش پذیران معرفی میشود تا در صورت تمایل در انها نیز شرکت کنند.

مدیران باید علاوه بر راهکارهای موقعیتی، یک استرتژی کلی را هم دنبال کنند.

چارچوب تدوین استراتژی

 یکی از مسایلی که مدیران باید هنگام اجرای استراتژی به آن توجه داشته باشند، تعیین و تنظیم چارچوب تدوین استراتژی است. هنگامی که یک استراتژی بر اساس چارچوبی خاص ایجاد شده باشد، میتوان کارایی و میزان سود آوری و موفقیت آن را برآورد کرد. بنابراین، هنگام تعیین چارچوب برای استراتژی باید به موراد زیر توجه داشت: 
باید اطلاعات مورد نیاز برای استراتژ ی را با توجه به مشکلات و اصلاحاتی که میخواهیم، جمع آوری کرد. 
باید استراتژی را بر اساس اطلاعات مرحله قبل تدوین کرد. 
باید با توجه به اصول خاص استراتژی به کار گرفته شده، برای پروژه برنامه ریزی و پروژه های احتمالی را اولویت بندی کرد.  
باید استراتژی را با توجه به موقعیت و کارایی کلی استراتژی، اجرا کرد. 
در مرحله آخر، باید بر نحوه اجری استراتژی نظارت و کنترل داشت تا برای روندهای دیگر مشکل ساز نشود. 

هفت اصل کلیدی در تفکر استراتژیک

موارد زیادی وجود دارد که میتوان آنها را درگروه تفکر استراتژیک جای داد. اما در اینجا فقط به هفت مورد از مهمترین آنها اشاره میکنیم. هفت اصل کلیدی در تفکر استراتژیک عبارتند از:
بداهه اندیشی: به معنای ارایه کردن راه حل های بداهه برای مشکلات پیش آمده به گونه ای است که دیگر سازمان ها نتوانند آنها را تقلید کنند.  علاوه بر این، این اصل تا حد زیادی به زمان وابسته است.  
زمان اندیشی: این اصل ، نه تنها به معنای زمان بندی بلکه به معنای اجرای استراتژی ها در یک بازه زمانی مشخص و ارتقا آن استراتژی بعد از آن دوره زمانی است. همچنین، این اصل میتواند به نوع آوری و پیشرفت منتهی شود. 
خطا اندیشی: در این اصل، مدیران میتوانند با هزینه کم ، راهکارهای احتمالی موفقیت را امتحان کرده و بعد از موفقیت آن را به کار گیرند.  
منابع اندیشی: طبق این اصل، مدیرن باید استراتژ یها را با توجه به منابع موجود برنامه ریزی و تدوین کنند. البته، هنگام استفاده از این منابع باید بر نحوه انبار کردن، نوع چیدمان و یکجا بودن آنها توجه داشت. 
دیدمان اندیشی: در این اصل، مدیران باید بتوانند بدون توجه به وضعیت رکود و رونق اقتصادی، سازمان های فعال و متفاوت اقتصادی را شناسایی کنند
چرخه عمر اندیشی: به این معنی است که باید برای هر یک از طرح ها، ایده ها و استراتژیها، یک مدت زمان مشخص را در نظر گرفت و سپس آنها ارزیابی نموده و در مود ادامه کار تصمیم بگیریم. 
تناقض اندیشی: به این معنی که مدیران باید بتوانند با استفاده از تناقض ها و ضدیت ها، نوآوری و سود ایجاد کنند. 

مدیران باید از اصول طراحی استراتژی پیروی کنند.

برنامه‌ريزي استراتژيك منابع انساني

منابع انسانی، مهمترین و اصلی ترین سرمایه های یک سازمان هستند و از این جهت، برنامه‌ريزي استراتژيك منابع انساني باید با دقت دو چندان انجام شود. علاوه براین، این برنامه‌ريزي های استراتژيك باید با هدف آموزش، تامین نیاز های مهارتی کارکنان  و بهینه کردن منابع انسانی انجام شود تا سازمان ها در زمینه مورد نظرشان موفقیتی به دست آورند. 
علاوه براین، امروزه به دلیل تغییرات اجتماعی ، اقتصادی و تکنولوژی ، برنامه هایی که برای منابع انسانی تنظیم و تدوین میشود نیز تفاوت دارد ؛ از طرف دیگر، بسیاری از منابع انسانی سازمانها تحصیل کرده بوده و این موضوع نیز رقابتی را در میان سازمان ها به وجود آورده و البته سازمان هایی که منابع انسانی شان فاقد تحصیلات هستند نیز قادر به ایجاد برنامه های کارآمد نیستند. 

مدیریت بحران و استراتژیک

مدیریت بحران و استراتژیک، هر دو از جمله موضوعات بین رشته ای هستند که حیطه فعالیت شان به هم تفاوت دارد. مدیران بحران باید در زمینه های اقتصادی، روانشناسی، مهندسی شیمی، ارتباطات، مدیریت دولتی و جامعه شناسی تخصص داشته و بتواند موقعیت های پیش بینی نشده را مدیریت کند. 
از طرف دیگر، در مدیریت استراتژیک، باید رفتارسازمانی، مدیریت سازمان،مدیرت کسب و کار و سیاست های کاری را در نظر گرفت.

برچسب ها : انتشار دهنده:
۷ روز هفته ۲۴ ساعته پاسخگوی شما هستیم.